غرور - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:24
غرور کوه بزرگ بود هیچ کس به این بزرگی ندیده بود. کوه این را فهمیده مغرور شد .بعد ازآن بود که همه رازیر پای خودش می دید.باد وباران هر روز یک تکه ازکوه را شکستند. کوه کوچک شد .کوچک وکوچکتر عاقبتزمین صافی شد که بچه ها روی آن بازی می کردند.
فرزندانتان را بشناسید - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:24
آیا فرزنداتان را میشناسید؟به جای این که بگویدمی دانید :او چگونه موجودی است ؟تادیب مــثبت شما را دعوت می کند که بدانید طرز تفکر فرزند چیست.ارزشها وامیدهاو رویاهای اوچیست؟نه رویاهاو آرزوهای شما"بلکه فرزتدتان .به دنیای کودکتان وارد شوید وسعی کنید به نقطه نظرات او احترام بگذارید واو رادرک کنید .کنجکاو ب...
پویان مختاری - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:24
پویان مختاری:احترام تمام مخاطبینم از همه اقوام را دارم و به اصالتم افتخار می کنم موسیقی رو از کی و کجا شروع کردین؟موسیقی را از یک بیت 40 ثانیه ای � تا صحو ای بو اوفتیم و ره / از اشکفت و الهک تا کولفرح
موسیقی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:24
اهنگها به زبان بختیاری وفارسی از پویان مختاری میزارم گوش کنید ولذت ببرید واززبان بختیاری چیزی نمیدونم ولی اهنگ دار و خیلی دوست دارم هدف از اسم خاصی که روی هر اهنگ گذشته شده الهام از چیه؟
عبارت تاکیدی - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
هر روز رو با گفتن این جمله شروع کن:باور دارم امروز یه اتفاق فوق العاده برام میفته
بیدار بشیم - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
آرزو دلیل بر استعداد وقتی انسان آرزو میکنی که چنین و چنان بشم بدانید حتما میتواند بشودوگرنه آرزو نمیکرد شک نکنید آرزو سند حقانیت ماست. مولانا میگوید: این طلب در تو گروگان خداست زان که هر طالب به مطلوبی سزاست
قضاوت ممنوع - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
فال حافظ - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
پدر - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
امروزه دوباره یک پنج شنبه دیگر امد دلم گرفت گفتم زنگی به بابام بزنم اما پدر نبود نشستم دل سیر گریه کردم بابا تو تنهایی خلوتم دارم مینویسم تا دلم ارام بگیرد برات قران میخوانم واز خدا ارامش برات ارزو دارم بابا برام دعا کن روحت شاد پدرم همیشه در قلب منی سر تعظیم فرو میارم ....چی بگم کمرم شکست
دل مشغولی های من:اثر (اسدالله زاده کبیر) - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 19:22
خاک خاک چه داند که دراین خاک کیست با که نشست وبه چه سان پاک زیستکیست نداندکه پدر چون به زیست خاک درش سرمه چشم پریستکوی پدر را مطلب کان کجاست کوی همانست پدر پس کجاستما